نیکانیکا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره

نیکا، هدیه قشنگ خدا

بالشت بازی

نیکا جونم یک روز برای خودت همه بالشت هارو آوردی داخل حال کلی بازی و کیف کردی،یک ساعت سرگرم بودی،تازه منم تشویق کردی بیام دراز بکشم ،من هم اومدم ...
12 آبان 1400

شروع مدارس

پیش نمایش مطلب شما : دانش آموز کوچولوی مامان امسال هم به خاطر شرایط کرونا نمیشه شما به مدرسه برید، باید به خدا توکل کرد و صبر کرد چون این شرایط هم به امید خدا می گذره و همه چیز مثل قبل میشه،یک روز رفتیم مدرسه و شما هم معلمت و هم دوستات دیدی،چند نفر از دوست های سال های قبل تو کلاستون بودن و شما از این جهت هم خوشحال بودی،دینا هم یکی از دوستای صمیمیته امسال داخل کلاستونه تو هم خیلی خوشحال شدی،معلمتون هم با شما دیدار کرد و قوانین گفت و عکس یادگاری با هم گرفتین و اونروز کتاب هاتون هم تحویل گرفتین و بردیم آقا قربانی برات منگنه کردم🙂 راستی شبش خونه ما...
12 آبان 1400

خرید لوازم التحریر کلاس سوم نیکا جون

نیکا خوشگلم خداروشکر یک سال بزرگ تر شدی و وارد کلاس سوم میشی و خیلی ذوق داری،من و بابایی چند روز قبل از شروع مدارس شمارو بردیم هپی استور که عاشقشی برای شما هر چی دوست داشتی خریدیم ،کلی ذوق کردی و با اشتیاق همشون آماده کردی 🥰 🥰🥰🥰 انشاءالله همیشه شاد باشی عشقولوی مامان ...
12 آبان 1400

چهاردهمین سالگرد ازدواج مامانی و بابایی

✍️ ارسال مطلب و عکس در وبلاگ دختر قشنگ مامان و بابا ۷شهریور چهاردهمین سالگرد ازدواج من و بابایی بود🥰🥰🥰من و تو تصمیم گرفتیم باباییرو سورپرایز کنیم،چند ساعت قبل از اینکه بابایی از سرکار بیاد کیک درست کردیم،تا بابایی از سر کار بیاد خوشحال بشه،به خاطر شرایط کرونا نتونستم برم کادو بخرم،بابایی ساعت پنج و نیم بعداظهر از سر کار اومد خونه ،تا زنگ به صدا در اومد من با کیک رفتم جلوی در تو هم داشتی فیلم می گرفتی ،بابایی هم من و تو و غافلگیر کرد برای هر دوتامون لباس خرید🥰🥰🥰من و تو هم کلی ذوق کردیم،روز خیلی خوبی بود ،سه تایی کنار هم دیگه عکسهای عروسیمون دیدیم و خداروشکر ثمره ی عشقمون دختر نازی مثل توئه گلم ...
12 آبان 1400